محمد يار بن عرب قطغان

317

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

خسته و كشته برهم داده ، پشته‌پشته مىگشتند . چون مقامى بود به غايت مرتفع چنانچه نردبان‌هاى سىپايه بر ديوار او ماندند برسيد و در اطراف حصار نيز خندق بر دامن خرد برده بودند و هرجا صندوقه « 1 » تعيين داده و تيراندازان و تفنگ‌داران آنجا نهاده و بر كناره‌هاى بام پناهى انگيخته و منتظر ايستاده كه هركه دامن خاكريز و بالاى قلعه ظاهر مىشد ، به تير و تفنگ و پيكان او را از جا مىربودند . از اين رهگذر خلقى بسيار از فراز حصار به زير خاكريز افتادند و جان در آن در معرض خطر نهادند . آن حضرت به رأى العين مشاهدهء صورت اين معنى كرده ، دانست كه هنوز در حصول مطلوب تعويقى و تأخيرى هست . بنابرآن فرمود تا طبل بازگشت نواختند و رايت مراجعت افراختند . و بيان اين سخن آنكه ، در آن ايام كه خاقان سكندرنشان به محاصرهء ( 190 الف ) سيرام اشتغال داشت ، برحسب فرمان از سلاطين با عزّ و توان ، نخست مؤمن سلطان و مهدى سلطان و عبد القدوس سلطان و سيونج محمد و برادر او محمد سلطان و امين سلطان مع اولاد خويش مانند محمد سلطان به شاهرخيه گذاشتند . و حصار شاهرخيه مقامى است در غايت محكمى و نهايت بلندى ، اما پس از روزى چند چنان استماع نمودند كه شيرم‌بى - نيمان كه سبب چندين فساد و باعث فتنه بود ، در تومان آهنگران قلعهء تعقوف كه به غايت حصار استوار است شخصى را درآمده ، كشته . بنابرآن بىتوقف عبد الصمدبى به اتفاق احمد علىبى نيمان كه در آن اوان اتاليق يار محمد سلطان بود ، روى به آن ناحيت نمود و زمام عزيمت به قلع اعداى دولت نهاد . شه نامور مير عبد الصمد * كه دارد ز رفق الهى مدد خبر يافت او دشمن كينه‌دار * كه از نيم‌جان كنده در كوهسار برانگيخت توسن به قصد عدو * به جمع « 2 » دليران پرخاشجو حواشى قلعهء آهنگران مضرب خيام سپاه ظفرنشان كردند . بىتعلل دلاوران باحشمت و تجمل رو به تخريب حصار آوردند و شيرم‌بى نيمان نيز با اهل حصار در طريقهء قلعه‌دارى اهتمام تمام نمودند . روز چهارشنبه عبد الصمدبى به همراهى احمد على اتاليق و ساير سپاه

--> ( 1 ) . س : صدوقه . ( 2 ) . س : جمعى